سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 20

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 20 ۶ آذر ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 20

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 14

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 20

*******

پارت بیستم :

با بدبختی از اتوبوس پیاده شدیم و رفتیم داخل رستوران.این قدر هلم دادن که شکمم برید.
اولش خیلی خالی بود ولی ما همشو افتتاح کردیم!روی صندلی یه میز چهار نفره نشستیم.
دو تا خانوم دیگه هم کنار ما نشستن.به نسترن اشاره کردم
-من: روسریتو مرتب کن.کج شده.
دستی به سر و روش کشید و روسری شو مرتب کرد.
-من: خوبه!
چهار پرس جوجه روی میز گذاشت.هر کدوممون یه دونه برداشتیم.

جهش در زمان
in jokkade.ir

-من: ممنون.
یه قاشق ازش خوردم.به به!خیلی خوشمزه و آبدار بود.
با عشق غذامو خوردم.یه قلب آب خوردم.نسترن گفت
-نسترن: منم سیر شدم.
رفتیم پیش منشی رستوران و پول غذا رو حساب کردیم.البته من حساب کردم.
آخه نسترن پول تاکسی رو خودش داد.گرچه پول تاکسی کجا و پول رستوران کجا!
سوار اتوبوس شدیم و به راه افتادیم.

جهش در زمان
in jokkade.ir

***

شب بود.اتوبوس رو کنار یه پارک ،پارک کرد.یه خورده خودمو روی صندلی پخش کردم.
نسترن با صدای آرومیگفت:
-نسترن: این وسایل رو بزاریم بینمون تا نبرنش!
-من: باشه.
سرمو به شیشه چسبوندم و چشمامو بستم.اصلا خوابم نمی برد.
عین بچه ها دوازده بار گوسفند شمردم ولی بازم فایده نداشت.

صدای خرو و پف این زنای چاق و هیکلی رو مخم راه میرفت!
نسترنم که طبق معمول در عرض یه دقیقه خوابش می بره.تصمیم گرفتم چشمامو حتی یه ثانیه هم باز نکنم.
دست راستمو روی چمدون کوچیک و زرشکیم گذاشتم که یهو صدای سگ از بیرون بلند شد…

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 472 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها