سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 101

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 101 ۱۸ بهمن ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 101

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 101

****

پارت صد و یکم :

-نسترن: مرکا! نه!
سرش را به سمت راستش چرخاند
اما یکدفعه پوست صورتش چون زمین خشک و بی آب،ترک برداشت.
بدن ضعیفش به قدری ضعیف شده بود که اکسیژن دریافت نمی کرد. نفسش سخت تر شد.

جهش در زمان
in jokkade.ir

-سارا: من… دارم… نابود_
جمله اش به پایان نرسید که سرش کاملا پودر شد.
ذره های خاک در مقابل چشمان ترسیده و شوکه شده ی نسترن در هوا غلت می خورد.
وقت دوست بی سرش را دید بیهوش شد و لاشه اش نقش بر زمین شد…..

جهش در زمان
in jokkade.ir

***
سرم داشت از درد می ترکید. انگار چشمام داشت آتیش می گرفت.
نفس عمیقی کشیدم و با بدبختی چشمامو باز کردم.
اولین چیزی که دیدم بدن بیحال و افتاده ی نسترن بود. حال نداشتم بیدارش کنم.
-من: آخ!

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 660 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها