سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 100

دوستیابی

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 100 ۱۷ بهمن ۱۳۹۷

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 100

رمان تخیلی جهش در زمان پارت

رمان تخیلی جهش در زمان پارت 100

****

پارت صدم :

راوی:
قدرتی که سارا در قلبش می پروراند، نظیری نداشت.
بوی ترس و احساس مرگ فضای اتاق را پر کرده بود.
مرکا و نسترن، در مقابل زانوهای سارا زانو زدند.
همان لحظه ناگهان گردبادی بزرگ، پیرامونشان را در برگرفت..

جهش در زمان
in jokkade.ir

موهای لخت و زیبایشان در هوا پریشان شد و کمدی که مرکا از پدر مرحومش هدیه گرفته بود، در هوا غلتید
به داخل گردباد کشیده شد و رنگ دیواره های اتاق کنده شد.
نسترن زانو های سارا را در آغوش گرفت
و با چشمانی پر از اشک به دستانش که لحظه به لحظه به خاک تبدیل می شد،نگاه کرد

جهش در زمان
in jokkade.ir

فریاد کشید.
-نسترن: دستام!

سارا چشمانش را باز کرد و ذره های ریز خاک بدنش را در هوا دید.
خون از بینی اش روی زمین می ریخت و درد می کشید و صدای نفس های خفه از گلویش بیرون می آمد.
احساس می کرد در سرش رعد و برقی، ذهن و فکرش را به هم میریزد.
با ناخن هایش برروی دسته ی صندلی چنگ می زد و جیغ های خفه ای می کشید.
پوست دستانش کاملا از بین رفت و گوشت قرمزی نمایان شد…

**********

بیوگرافی نویسنده

سید هستم! تمام!

مشاهده تمامی 655 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها