زندگی نامه

رطب خورده منع رطب چون کند؟

رطب خورده منع رطب چون کند؟

رطب خورده منع رطب چون کند؟ رطب خورده منع رطب چون کند؟   می گویند در زمان حضرت رسول (ص) مادری همراه کودک خردسالش پیش آن حضرت آمد و گفت: “یا رسوال الله ! من از دست این بچه عاجز شده ام. این بچه خرما را زیاد دوست دارد و زیاد میخورد و حالا هم حالش خوب نیست ...

ادامه مطلب

ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت ناپلئون بناپارت متولد 15 آگوست 1769 ، مرگ 5 می 1821 ناپلئون بناپارت مشهورترین فرمانده نظامی و سیاستمدار و رهبر فرانسه در قرن نوزدهم بود که با نام ناپلئون اول شناخته می شود و سیاست هایش اروپای قرن نوزدهم را به شکلی بنیادین تغییر داد. مورخین در ...

ادامه مطلب

ولادت پیامبر اکرم وامام جعفرصادق

ولادت پیامبر اکرم وامام جعفرصادق

ولادت پیامبر اکرم وامام جعفرصادق ولادت پیامبر اکرم وامام جعفرصادق ولادت حضرت محمد (ص) سالها بود که زمین در حسرت باران حیاتبخشی می سوخت و به کویر خشک تعصبات و عقاید باطل و مرداب خرافات، تبدیل شده بود که ناگاه در شبی فراموش نشدنی، باران رحمت الهی شروع به باریدن ...

ادامه مطلب

داستان زیبای بوی مادر

داستان زیبای بوی مادر

داستان زیبای بوی مادر  داستان زیبای بوی مادر ******** روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ...

ادامه مطلب

داستان مرد و همسرش

داستان مرد و همسرش

داستان مرد و همسرش   مردی اتاق هتلی را تحویل گرفت .در اتاقش کامپیوتری بود،بنابراین تصمیم گرفت ایمیلی به همسرش بفرستد.ولی بطور تصادفی ایمیل را به آدرس اشتباه فرستاد و بدون اینکه متوجه اشتباهش شود،ایمیل را فرستاد. با این وجود..جایی در هوستون ،بیوه ای ا...

ادامه مطلب

داستان عشق به همسر

داستان عشق به همسر

داستان عشق به همسر من و همسر بسیار عزیزم به مدت  46 سال با همدیگر پیوند زناشویی داشتیم. در ولنتاین هر سال دسته گل های بسیار باشکوه به همراه  یادداشتی در 5 کلمه ساده برایم می فرستاد:” عشق من به تو بیشتر میشود“ چهار فرزند ،46 دسته گل و تمام این زندگی عاشقا...

ادامه مطلب

داستان پیرمرد و شیطان

داستان پیرمرد و شیطان

داستان پیرمرد و شیطان داستان پیرمرد و شیطان با سلام این پست ویژه واسه دوستان گلم گزاشتم بخونید پیری در روستایی هرروز برای نماز صبح از منزل خارج وبه مسجدمی رفت دریک روز بارانی پیر ،صبح برای نماز از خانه بیرون امد چند قدمی که رفت در چاله ای افتاد، خیس وگلی شد ب...

ادامه مطلب

داستان عبرت اموز سال 1324

داستان عبرت اموز سال 1324

داستان عبرت اموز سال 1324 دو برادر ، مادر پیر و بیماری داشتند . با خود قرار گذاشتند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر باشد یکی به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد . چندی نگذشت برادر صومعه نشین مشهور عام ...

ادامه مطلب

داستان شیخ 93

داستان شیخ 93

داستان شیخ 93 ﺭﻭﺯﻱ ﺟﻮاﻧﻲ اﺯ شیخی ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﺮاﻱ ﭘﻮﻝ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا ﻣﻲ ﺁﺯاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ؟ ﺷﻴﺦ ﻗﻮﻃﻲ ﻛﺒﺮﻳﺘﻲ اﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭاﻭﺭﺩ ﺳﻪ ﻧﺦ ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ و ﺩﻭ ﻧﺦ ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻗﻮﻃﻲ ﻧﻬﺎﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻧﺦ ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﺼﻔﻪ ﻛﻪ ﻧﻮﻙ ﺗﻴﺰﻱ ﺩاشت ﻻﻱ ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗ...

ادامه مطلب