سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13 ۲۳ خرداد ۱۳۹۳

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

 

یادش بخیر بچه که بودم هر وقت مامانم نماز میخوند با داداشم میرفتیم زیر چادر نماز م

امانم هر کاری میکرد ماهام میکردیم مثلا سجده میرفت ماهم سجده میرفتیم اونم هیچی نمیگفت….
به سلامتی همه مامانای دوست داشتنی…

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

دیــــروز ســـواراتـــوبــــوس شدم نمـــیدونم چـــیشـــد یهـــو بلنـــد سلـــــــــــــــــــــــ ــــــــــام کــــردم یــــنی کـــل اتـــوبـــوس برگشــــتــــن مث بزکــــوهی نــــگام کردن مـــنم پـــــــــررو پــــــررو نگاشــــون کــــردم گفــــتم جـــواب ســـلــام واجـــبه هااااااااااااا ،اونـــام اخرمعـــرفت هیچـــکدوم ج نـــدادن داغ بـــودم بعـــد ی رب تـــازه فهمـــیدم چ کـــردم ینـــی دوس داشــــتم بشیــــنم ی دل سیــــرگریـــــــــه کنـــم تااخـــرســـرم پایـــیـــن بـــود ولـــی سنگــــینی نــــگاه مردمـــو حــس میـــکردم
خـــدا لـــگدشون کـــنه موقـــته پیاده شـــدن انگشـــتی بود ک بســـمت مــن درازمیــــشد!!!

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

یادمه یه روز معاون مدرسمون سر صف داشت
سخنرانی می کرد بعد می خواست میکروفن رو بده
دست مدیر حواسش نبود گفت:گوشی
بعد میکروفن رو داد دست مدیر
آخ اونروز چقدر ما خندیدیم
از بس که جواب تلفن ها رو میداد و میگفت
:گوشی فکر کرد اینم تلفنه

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

عاقا ما يه دختر گودزيلا (دهه هشتادي‎‎(‎ داريم مصيبت عضما‎)‎أزما ،عزما .أضما و…‎(‎ يه روز مادر خانومم اومده بود خونمون دخترم رژ لب خانوممو داد به مادر خانومم گفت :مامان جون بيا اينو بزن برو بابارو بوس كن
من :¤
مادرخانوم :‎)‎
كريستوف كلمب :‎

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%|‎‎}‎‎

یه اس ام اس اومد برام گفت اگه اینو برا 12 نفر بفرستی تا 1 ساعت دیگه یه اتفاق خوب برات می افته..
من هم که زیاد اهل اس ام اس بازی نبودم با زورو شرمندگی واسه
12 نفر فرستادمش….
1 ساعت بعد یادم رفته بود که باید منتظر یه اتفاق خوب باشم
رفتم توالت تا نشستم گوشیم افتاد رفت پایین هر کاری کردم بگیرمش نشد..

خلاصه الان هر کی بهم زنگ میزنه در دست رس نیستم :|.

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

واسه یه کاری بامخاطب خاصم رفتم بیرون,داشتم میرفتم توشرکت به نگهبانه که پیرهم بودگفتم حاجی این کدازکجابگیرم?که یهوبرگشت جلوی75میلیون ادم گفت حاجی باباته!این مخاطب ماهم زدزیرخنده منم یه دقه ای توهنگ بودم بعدبش گفتم بده که احترامتونگه میدارم?برگشته میگه دیدم جلواین دختره زیادداری کلاس میذاری گفتم حالتوبگیرم!
نگهبان وارددرامورضایع گی داریم?

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

ما دهه (60+70) عاشق اون شبی بودیم که فرداییش میخواستیم با مداد ، پاکن، تراش، خطکش و….نو بریم مدرسه !
یک حالی میداد !
خدایا شکرت که دهه هشتادی نیستیم !!!

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

خاله کوچیکم یه پسر 1سال و نیمه داره کره خر عشق زندگیمه 🙂 خیلی هم بهم وابسته ست 🙂
یه شب تو جمع نشسته بودیم این داشت پهلو مامانش بازی می کرد یکی بهش از این تک تک ها داد (ویفر+شکلات خیلی دوست داره) داشت می خورد یهو توجه اش به من جلب شد اومد طرفم منم شروع کردم باهاش حرف زدن و قربون صدقه و اینا یهو دست کرد دهنش شکلات نیمه جویده رو فرو کرد تو دهن من (کصافططططط) دستشم گذاشته بود رو دهنم فشار می داد و اوم و اوم به معنای بفرما شوما هم میل کن !! نمی ذاشت درش بیارم خلاصه تا قورت ندادم دستشو برنداشت !به هر زحمتی بود فرو دادم:`(
حالا جمع حاضر اوغغغغغغغغ
شکلات نیمه جویده:))
پسرخاله گرام 🙂
خاله م : خیلی هم دلت بخواد پسرم به هرکسی از این محبتا نمی کنه:)
چه کنم تو قحطی شوهر همه امیدم به همین فسقل و گرنه…:((
اینم یه چشمه از محبت دهه نودی ها!

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

۲سال پیش داشتم با دوستم تو حیاط مدرسه شوخی میکردم که یکی (شتلققققق)خابوندم دره گوشش و در رفتم تو کلاس و درو گرفتم که نتونه بیاد تو کلاس , اینقد زور میزدم که نگو که دیگه زورش به من قلبه کرد و درو باز کرد …….. یه لحظه دنیا جلو چشام آبی شد(از نوع شیشتایی!) دیدم مدیرمون صورتش قرمز شده…..یکی نیست بگه مجبوری اینقد زور بزنی مثله بچه آدم در بزن که درو واست باز کنم!
ولی دمش گرم چه دسته سنگینی داشت.

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

رفـیقــام اومــدن خــونمون…
ســرمو چــن وخ پــیش هــمین جوری عـــشقی کــچـل کــردم…
شــبیه تــهِ پــیچ گــوشـتی شدم:)
دیــروز رفـیقــام اومــدن خــونمون…
بــه رفیقـم گــفتم بـا مــاشیـن مــوهامو مـدل نـود درجــه بزنه یــکم تــنوع شــه:دی
رفــیقم زد مــوهارو…بعـــد…
رفـــتم کــلمو تــو روشــویی بــشورم…
رفـــیقام داشـــتن آهــنگـه مــورد عــلاقــمو بـــُلن بــُلن میــخوندن…
مـــنم ســرم زیــر ِ آب داشــتم هــمونو مـــخوندم…
اگــــه بــه تـو نـمیرسم…این دیـگه قــسمــته مــنه…نـخواسـتم ایـنجوری بشــه…بــجای اینـکه بــگن این از بــخـتِ بــده مــنه گــُفتن ایـن از شــانسه بــده مــنه!!!
مـــنم اومــدم بــگم بـابا بــختِ بده مــنه نــه شـانسه بـده مــن!!!
ســرمو آوردم بــالا کــه بــگم …تــــخ!!!خــورد بــه شـیره آب…؟؟!!!
بــدجور درد گـــرفـت…چــشام داشــت ســیاهی میرفــت
کــفری شــدم داد و بــیداد کــردم
گــفــتم بــرید گــُم شــید بابا واس چــی وقــتی بــلد نــیستی آهنگ مــیخونی؟؟؟
بــا ســر و صــورت ِ مــویی رفــتم از خــونه انداخــتمشون بیــرون…
یــکم کــه دردش خــوب شــد اومــدم بــخونم گــفــتم:
اگــــه بــه تـو نـمیرسم…این دیـگه قــسمــته مــنه…نـخواسـتم ایـنجوری بشــه…ایــن از شــانس ِ بــده مــنه…
یــه پــسی زدم بــه خــودم گــفتم آخــه وقــتی خــودت بــلد نـیستی بــخونی واس چــی از اونــا ایــراد میگیری؟؟؟والـلا…
یــکی بیــاد مــنو تــنبــیه کــنه:)

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

دیروز داییم اینا اومدن خونمون یه پسر دهه هشتادی هم دارن. هی این پسر داییم بهم متلک می پروند که چه میدونم چرا عین مرغ میشینی و چه میدونم از این حرفا و منم خون تو چیشام جمع شده بود. خلاصه داییم اینا و مامان و بابای من رفتن بیمارستان عیادت. این پسر داییمم گذاشتن پیش منو گفتن یه ساعت دیگه میایم بعدش همین که رفتن پسر دایییم یه متلک بهم پروند. دیگه نتونستم جلو خودم بگیرم چنان پنجیرش گرفتم که فک کنم جاش سیا کرده باشه بعد اشک تو چشاش جمع شده بود. ….یعنی انننننننقدر حال داد انقدر حال داد که اگه تو کنکور رتبه اول میشدم این همه حال نمی داد. جاتون خالی.
واییییییییییییی چه حالللللللللی دادددددددد.

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

رفته بودم سر کوچه نوشابه بخرم که یدفه دیدم یه 206 جلوم ترمز زد.
شیشه ماشینو داد پایین… بعله… طرف یه دختر خانوم سانتی مانتال بود.بهم گفت عاغا شما میدونین این ادرس دقیقا کجاست؟
توی کاغذی که ادرسو نوشته بود, مسه مهندسا یه نگاهی انداختم و گفتم : بله میدونم !
دخمله:میشه تا اونجا با من بیاین؟
من:o_O
دخمله : اخه من اینجاهارو بلد نیستم میترسم گم بشم!
من: ا…
دخمله: اگه مزاحم کارتون نمیشم سوار شین بریم!
من: O_O
سوپری سر کوچه 🙁
سوار شدم و ادرسو بهش نشون دادم. اومدم از ماشین پیاده شم که گفت :بزار برسونمت همون جایی که سوارت کردم.
منو رسونده سر جا اولم بعد که میخاد بره میگه:
عــــــه ! من که آدرسو بلد نیسم!
من: 🙁 O_o ;(

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

.
خیــــر ســـرم رفتـــم عروســـی بینم میشه یه مخاطبــ خاص ِ زاپــاس جور کنـــم
یــه بچـــه 3 ، 4 ســاله اومــد یـــه هســته هلــو داد بـــم منــم بچه رو ناز کــردم هســته رو گــرفتــم انداختــم زیر مــیز
چنــد ثانیــه بـعــد دیـــدم دوباره آوردش
ایـــن دفـــه پرتـــش کــــردم یــه جای دور دیــدم زکــــــــــی دوبــاره آورد بــم دادش!
مــی خواســتم این بار خععععععععلــی دور بنــدازمــش کــه بغــل دستـــیم بم گفــت آقــا پســــــــر ایــن بچـــس ســـگ نیـــســت!
طـــرف بـابـای بچــه بــود 😐

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

یه سری هم خونه مادر خانمم بودیم از دست غضا اون روز عید غدیر خم بود
هیچی دیگه خواهر خانم و تنی چند از فامیل همچون قوم مغول بر جیب اینجانب یورش برده و دار و ندارمو بردن :/
من نمیدونم ملت چرا روز عید غدیر یاد سیدا میوفتن :/
هیچی دیگه امسال عید غدیر تو خونه قایم شدم جایی نرفتم :))

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

این دیگه خیلی ضایعس.خدا از این صحنه ها قسمتتون نکنه.داشتم میرفتم سرکار شاد و شنگول از اتوبوس پیاده شدم.(از ایستگاه اتوبوس تا سرکار باید هفت هشت دقه پیاده راه برم).تو راه یه دختر(از اون خشگلاش)جلوم بود.خلاصه تو راه هر تیکه ی که بلد بودیم به این انداختیم.داشتم میرسیدم سرکار دیدم اینم داره میره طرف سرکارما.بعععله رفت دقیقن سرکار ما.منم پنج دقه بعدش رفتم تو.یه دفعه دیدم سرپرست کارگاه میگه آقا محمد ایشون خانوم عباسی هستن قراره از امروز تو بخش شما کار کنه،هواشونو داشته باشید تا راه بیفته.خلاصه هنوزم که هنوزه روم نمیشه بیشتر از یه سلام علیک باهاش حرف بزنم.

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

چند سال پیش که دبیرستان میرفتم یه بار تو زنگ ورزش یه پنالتی اتفاق افتاد وقرار شد من پنالتی بزنم .دیوار مدرسه چهار متره یه توری دو متری هم بالاشه که توپ بیرون نره,اتفاقا دروازه هم زیر همون دیواره.توپو که شوتیدم از مدرسه رفت بیرون,از اون به بعد هرکی هرجور شوتید توپ بیرون نرفت که نرفت. تازه معلم ورزش گفته بود هرکی بتونه ار این نقطه توپو بزنه بیرون نمره کامل میگیره
حتی اگه رنالدو هم بیاد نمیتونه این کارو بکنه

%%%%%%%

خاطرهای خنده دار جوک کده سری 13

%%%%%%%

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها