سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرات خنده دار 21 فروردین 94

خاطرات خنده دار 21 فروردین 94 ۲۱ فروردین ۱۳۹۴

خاطرات خنده دار 21 فروردین 94

خاطرات خنده دار 21 فروردین 94

 

عید رفته بودیم مهمومی پسر عمم امده میگه من گوشیم رو جا گذاشتم یه آهنگی چیزی بذار منم میدونستم اینا بی جنبن یه چندتا آهنگ پلی کردم که مطمئن بودم چیز بد نداره یکی از این آهنگا رو دست کم چهل پنجاه بار گوش کرده بودم هیچ چیز بدی نداشت یه دفعه دیدم داره می خونه عسلم بیا بغلم اونوقت من چشمام داشت از حدقه میزد بیرون که داداشم و پسر عمم وقتی منو اونجوری دیدن اومدن گفتن باشه بابا الکی مثلا ما باور کردیم تو این کاره نیستی

 

 


خاطرات خنده دار جدید

یادش بخیر خیلی سال پیش وقتی راهنمایی بودم
با یکی از دوستام نشسته بودیم رو نیمکت
این دخترام ک دیدین لوووووووس همه کلاس یا با هم دعوا داشتن یا با هم قهر بودن
منو دوستم گفتیم ی وقت زشت نباشه ما تا حالا با هم دعوا نکردیم!
این شد که استین همتو بالا زدیمو رفتیم وسط کلاس


من داد زدم طلاااااق میخوام
اونم گفت غلط کردی مگه خونه باباته؟

و به این ترتیب ی دعوای مفصل با هم کردیم
این روند ادامه داشت تا اینکه یک روز:

داشتیم جلو دفتر دعوا میکردیم من میگفتم مهرمو کامل میخوام
اونم میگفت بشین بچتو بزرگ کن ضعیفه
ک یک دفعه ناظممون از پشت زد رو شونمو گفت:
نعیمه طلاق میخوای؟ خودم برات میگیرم تو فقط اروم باش
حالا دوستم :چی چی طلاقتو میگیرم زنمه عشقمه حقمه
ناظممون: طلاقشو میدی یا انظباط امسالتو صفر بدم
اینشد که از هم جدا شدیم

فقط حیف اون موقع نتو این چیزا نبود براتون پست عاشقانه و دلتنگی بزارم

خاطرات خنده دار جدید

داخل کباب فروشی بودم داشتم کباب می خوردم.
یکدفعه یه خانمی با پسر کوچیکش اومد داخل کباب فروشی کباب سفارش داد کباب ها رو آوردن بعد پسر کوچیکش گفت نوشابش کو؟
مامانش گفت نگرفتم
باز پسرش اصرار کرد
یکدفعه مامانش عصبانی شد گفت سگ نوشابه میخوره!؟!
اون افرادی که داخل کباب فروشی بودن که داشتن نوشابه میخوردن تو افق محو شدن.
سگ &|
گاو ؟!!
پسر شیطون !!!-
نوشابه @!؟
افق >>>>

خاطرات خنده دار جدید

پسرداییم این ١٣روزه تهران بوده بعد یه روزم رفته سر مزار خدا بیامرزپاشایی..
ازشلوغی اونجا بگذریم میگفت این وسط یه پسره نشسته بوده سر قبر خدابیامرز(اضافه کنم روی قبرش پر گل بود)داشته بلند بلند حرف میزده ومیگفته:
“من یکی ازافتخاراتم اینه که مرداد ماهیم… من ١۵مرداد بدنیا اومدم اون خدابیامرز٢٣مرداد..
بعدش بادستش گل روی قبر رو کنار زده گفته، اه!!٢٠مردادبود!!!!!..”بعدشم خندیده..
مدیونید اگه فک کنید ۴تادختر دیده بود کشک شده بودا!..
خخخ..آخه بگم خدا چی کارت کنه!نکن بردارمن، نکن! زشته بخدا! :|

خاطرات خنده دار جدید

دیروز برامون مهمون اومده بود
بعد اینا داشتن از لختی موهاشون شکایت میکردن!!!(خوشی زده بود زیر دلشون)
بعد مامانم گفت: بابا موهاتون به این خوبی مال نعیمه ما خوبه؟؟ مثل امضای رئیس بانک مرکزی میمونه! :(

حالا من کار به تخریب شخصیت مامانم ندارم
اومدم بگم اگه کسی میخواد اختلاسی کنه. وام ملیاردی بگیره در بره

صرفا برای رضای خدا این دم عیدی من ۱۰ درصد میگیرم ی تار مومو میدم از روش جعل کنه

خاطرات خنده دار جدید

دیروز موقع شستن ماشینم زد به سرم رفتم تو صندق عقب خوابیدم درم بستم
چند دلیل داشتم برای این کارم:
1 به یاد ایام کودکی ما دهه ۶۰که ماشین جا نداشت مینشستیم تو صدوق عقب
2 میخواستم ببینم یه روز بدزدنم اون تو جا میشم یا نه
3 می خواستم ببینم لامپ صندق عقب کی خاموش میکنه;-)

اما این کارم چند تا درس داشت

اولا.هیچوقت در صندوق عقب وقتی توش هستید نبندید
دوما.حالا در بستید گوشیتونم با خودتون ببرید
سوما.حالا گوشی نبردی نبردی اهنگ ضبط,کم کن صداتون بشنون

هیچی دیگه قشنگ دو ساعت خوابیدم بعد دو ساعت موقع شستن ظرفها یادشون افتاده من نیستم امدن پیدام کردن

من:-P
بابا و مامانم:-(
اینده مملکتمونo_O

خاطرات خنده دار جدید

آقا ما یه پسر عمه 5 ساله داریم دیدیم نشسته داره میخنده، گفتم چرا میخندی ؟ گفت یه جوک واسه خودم تعریف کردم!! گفتم واسه منم تعریف کن ،
گفت ، یه روز یه نفر میره پشت بوم میوفته پایین ! بعد خودش از خنده غش میکرد!!.

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها