سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02 ۲۰ مرداد ۱۳۹۳

خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

به همین کیبورد جرم گرفته قسم.
یه گودزیلا داریم(پسر داییمه) اومده پیشم میگه: داداشی یه جوک بگو. منم گفتم: جوک.
با خنده میگه: حالا یکی دیگه بگو. منم با خنده گفتم: یکی دیگه.
لبخندش خشک شد. گفت: خوب دوتا جوک بگو. منم گفتم: خوب دوتا جوک.
دیگه اعصابش به هم ریخته بود. با زرنگی گفت: اصلا یه جوک تعریف کن. نمیخواد بگی. منم با خباثت گفتم: جک چیزیست که مردم به آن میخندند.
طفلکی گریش دراومد. منم دلم سوخت کل خزینه ی جوکامو واسش گفتم. بماند که خیلی کیف هم کردم.
ببینید ای فورجوکی های خبیث که با من چه کرده اید. کودکی معصوم را به گریه آوردم.
(مستر خبیث در حال پشیمانی و خوشحالی از اعمال خبیث و ننگینش به طور همزمان)

.

خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

.

عاغا تو خونه ما فقط من روزه میگیرم و چون خانواده گرام همه سر ظهر میان من ناهار درست میکنم براشون.
حالا اینو میگم تا بفهمین چه اراده ای دارم من
قیمه گذاشته بودم با یه عالمه سیب زمینی سرخ کرده طلایی ….
و دهن روزه …

.

.


+ فقط یه سوال شرعی:
اگر یک عدد سیب زمینی سرخ کرده طلایی را در دهان گذاشته و بجویم و سپس همه ی آن را تف کنیم روزه باطله عایا؟؟؟

 

.

خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

.

تولد ابجی ام بود رفته بود تموم این دوستای بالا شهری اشم دعوت کرده بود
خلاصه سرتونو در نیارم نوبت باز کردن کادو ها شد یکی یکی کادو ها رو باز کردن
تا رسید به کادو من . نمک نشناس در کمال نا باوری کادو رو کوبند تو صورتم
اخه شما به من بگین شلوار کردی قهوه ای زشته ؟نه واقعا زشته؟تازه اگ با اون
رکابی آبیه که براش اورده بودم ست می کرد که دیگه پرنسس می شد برا خودش
عجب ادم پلیدی ام مــــــــــــــــــــن !

.

 خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

.

عاغا دیروز داشتم کتاب می خوندم (بعله اینجوریاس !!! ملت به فیلسوفم احتیاج داره !!!) بعد این داداش دهه هشتادیم اومده میگه : آبجی چند کیلویی ؟
من: به توچه فسقلی برو بذار باد بیاد …
داداشم : پس لااقل سه رقم اولشو بگو …
من O_o
داداشم 🙂
من بعد از چند لحظه 🙁
داشم همچنان 🙂
به خدا اینا بچه نیستن گودزیلا هم نیستن گودزیلاااااااااااااان ! ما هم نسل بریان هستیم …!
بــــــــــــــــان کـــــــــــــــــــی مـــــــــــــــــــــــو ن
کــــــــــــــــــــجایـ ــــــــــــــــــــــــی ؟؟؟؟

.

 خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

.
آقا ما يه روز رفتيم واسه مصاحبه شغلي براي استخدام
از شانس بد گلاب به روتون اسهلال شديد داشتم
آقا طرف كه مي خواس ما رو استخدام كنه خيلي آدم جدي و رسمي بود
همين كه شروع به تعريف از محل كارش كرد آقا فشار دروني ما هم شروع شد …
چشم روز بد نبينه همين كه يارو از ما پرسيد شما مي خواد كاراي مارو به چه نحوي انجام بديد ناگهان صداي وحشتناكي از ما خارج شد
چشماي يارو شد عينهو جغد 0-0
با كمال احترام گفتم ببخشيد سرويس بهداشتي كجاست
با دست نشون داد
آقا ما رفتيمو يه 40 دقيقه كارومن طول كشيد
اوميدم بيرون خيلي سريع طي عمليات انتهاري در خروجو پيدا كريدمو … الفرار..
اگه لايك نكني = نصب خودتم بشه

 

.

 خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

.

یکی از همکلاسی هام برا مخاطب خاصه بدردنخورش 70تومن شارج خریده .بعدیارو ولش کرده رفته !میگه اصلا عین خیالمم نیست. بعد بهش میگفتیم 1000تومن بده برات بستنی بگیریم میخواست شکم خودشو سفره کنه!

.

 خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

.

پسره پی ام داده بامن ازدواج میکنی؟
میگم چرا قصد ازدواج داری؟
میگه: از فوتبال میام خستم زنم یه چایی بهم بده!!
میگم فقط به خاطر چایی؟
میگه: نه…خب…جورابامم خیلی مهمه!!!!!:||
خدایا اینا چه بود آفریدی؟

.

 خاطرات خنده دار و جالب 93 سری 02

.

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها