در این جهان، همواره برای كسانی كه از خطری بهراسند، خطری وجود خواهد داشت.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷
خانه » سرگرمی » طنز » خاطرات خنده دار » خاطرات خنده دار فروردین 94
خاطرات خنده دار فروردین 94

خاطرات خنده دار فروردین 94

خاطرات خنده دار فروردین

 

آقا مایه هم کلاسی داریم
سرکلاس گوشیش زنگ خورد حالا این جیبو بگرد اون جیبو بگرد جیب کتو بگرد هی میگفت ای بابا پس کجاس حالا استادم سرکلاسه هاااا…
بده یخورده گشتن میگه آخه زنگ گوشی من که این نبود!!!!!
بد که گیرش آورد بعد این همه زحمت میگه اینکه گوشی من نیست!!!
اصلا همه داشتیم زمینو گاز میزدیم استاد که مثه مارمولک چسبیده بود به دیوار اصن ی وضیییی…
گوشی همکارشو آورده بوده اشتباه تازه جوابم میداد میگفت اشتباه گرفتید!!!!

 

خاطرات خنده دار فروردین

 

آقا امروز توی مترو نشسته بودم که برم دانشگاه (دانشگاه من واقع در تهرانه , تازه دانشجوی پزشکی هم هستم… بعله). یه خانومه اومد کنارم نشست و شروع کرد به حرف زدن که : ” من دنبال یه دختر خوب برای پسرم هستم … دختری که اهل آرایش نباشه… هنوز هم هستن خانواده هایی که دختراشون میرن دانشگاه و آرایش نمیکنن …. “
این خانومه داشت همینطور حرف میزد که یهو چشمش افتاد به من !!!
بعدشم من رو مثال زد بعنوان یه دانشجویی که آرایش نمیکنه….
خلاصه اومد کلی ازم تعریف و تمجید کرد و …. آخرش ازم پرسید ترم چندی؟؟؟ گفتم ترم یک (روم به دیوار !!! قول میدم اسفند ماه, ترم دویی بشم !!! )
بعدش دیدم خانومه یهو از این رو به اون رو شد …. گفت : ” آها . پس هنوز اول کاری … پس تو هم قراره مثل همون دخترا بشی که تموم دنیاشون آرایش کردنه …. واقعا خدا به خیر بگذرونه که در آینده قراره جون آدم ها بیفته دست اینا … واقعا که, زمان ما اصلا این حرفا نبود … دخترا خیلی با حیا تر بودن ….. “
من 😐
خانومه >_<
خانوم های دیگه :))))
واقعا من چی باید بگم ؟؟؟ خدا رو شکر که زود مسیرمون از هم جدا شد , وگرنه …..!!!!

 

خاطرات خنده دار فروردین

 

عاغا چشمتون بد نبینه یه بار یکی از معلمامون نگفته امتحان گرفت که هیچ چهل تا سوال یه ربع وقت داد بعد گفت میدونم الان دارین به من فحش میدین ولی این کت و شلواری که من پوشیدم ضد فحشه یکی از ته کلاس داد زد مگه عمه تو کت شلوارم میپوشه 😐

 

خاطرات خنده دار فروردین

 

امرو رفتم سایت دیدم ریاضی شدم هیجده ,ناراحتم اخمو شد ( آره ,پس چی , بچه درس خونم ) جویا شدم دیدم از سی نفر بیست و سه نفر افتادن , حالا روز آخر کلاس ریاضی
استاد : پنج نمره دیفرانسیل ,پنج نمره انتگرال دو گانه , پنج نمره یگانه , پنج نمره حضور غیاب و تربیت
من : ای تو روح عمت ^_^
استاد : کی بود ؟؟
بچه ها : ^_^ ^_^ ^_^ ^_^
استاد :حالا که نمیگید پس ده نمره دیفرانسیل ده نمره انتگرال دو گانه خدافظ
بچه ها : کامران ن ن ن ن
من : جاااانم ^_^
بچه ها : ای تو روح عمت

خاطرات باحال – جوک کده

چند سال عروسی یکی از فامیلا بود ، ما طرف داماد بودیم، عروسی تو یه خونه بزرگ برگزار شده بود، عصر بود من دستشویی شدید داشتم، یه دستشویی تو حیاط بود. رفتم جلو دستشویی دیدم یکی داخله منتظر شدم تا بیاد بیرون ، وقتی طرف اومد بیرون یه مرد تقریبا 150 کیلویی از خانواده عروس بود، خلاصه رفتم تو دستشویی گلاب به روتون چشمتون روز بد نبینه یه کاری کرده بود به قطر تقریباً 5 اینچ و طول حدوداً 25 الی 30سانتیمتر، طوری که از اون سوراخه پایین نمیرفت…. نزدیک بود حالم به هم بخوره … از دستشویی کردن پشیمون شدم… اومدم بیرون دیدم 2 تا دختر منتظر دستشویی هستند…
تا من اومدم بیرون، یکیشون زودی رفت تو. منم طبق معمول فرار رو در راس کارم قرار دادم …
هیچی دیگه لامصبا تا آخر عروسی هرجا منو میدیدن با انگشت منو به همدیگه و دوستاشون نشون میدادن… خدا نصیبتون نکنه تهمت ناروا بد چیزیه!!!

خاطرات باحال – جوک کده

ترم 3بودم سر کلاس یکی از درسهایی اختصاصی به استاد گیر دادم که باید بمون اِرفاق کنی…!
من:استاد…! 5 نمره برا مزدوجین(متاهلین) و شاغلین در نظر بگیرید لطفا…!
استاد: حالا تو از کدوماشونی؟
من:شاغلم دیگه استاد…! ^-^
استاد….@@…..: تو…؟ شاغلی؟ به قیافت نمیاد…! (آخه شاسگول مگه شغل به قیافست…!)
من:بله استاد شاغلم ^-^
استاد: حالا شغلت چی هست؟
من:استاد از شوما انتظار نداشتم…اشتغال به تحصییل دیگه..!
فقط نمیدونم کجای حرفم بد بوده که منو انداخت بیرون که هیچی حذفمم کرد. مردم اعصاب ندارن…!

خاطرات باحال – جوک کده

با بابام رفتیم جلسۀ دانش آموزان برتر مدارس
موضوع جلسه “دادن آرامش خاطر توسط والدین” بود.
بعد از جلسه رفتیم مشاوره خصوصی. هنوز رو صندلی ننشسته بودیم بابام بر میگرده میگه: آقای صادقی من میدونم فرشید هیچ گهی نمیشه و من به این موضوع کاملا واقفم!!
مشاور که تا 2 ساعت از تعجب دهنش باز مونده بود!
منم که از شدت هیجان و آرامش دادن بابام سرم رو کوبیدم به میز!

خاطرات باحال – جوک کده

رفتم سوپری سر نبش کوچمون تو راه داشتم میگفتم همبرگر بخرم
یا سوسیس رسیدم سوپر مارکت گفتم سمبرگر داررریین؟؟
این قیافه من:-X
اینم آغاههO_O
لایک=آثار خوددرگیری!

خاطرات باحال – جوک کده

دوم راهنمایی بودم سر کلاس دبیرمون درس میداد منم نقاشی مخصوص بابامو تمرین میکردم
یهو معلمه مثل عجل معلق بالای سرم حاضر شد و مارو راهی دفتر کرد ناظممون هم که خدا ازش نگذره زنگ زد خونه و گفت والدین بیان مدرسه
بابام پاشد اومد مدرسه بعد ناظممون نقاشی رو نشون داد گفت بچتون بجای گوش دادن نقاشی میکشه سرکلاس
بابام ی نگاه به من کرد ی نگاه به نقاشی
بعد برگرو برداشت رو به من گفت اخه پدر سوخته من اینطوری به تو نقاشی یاد دادم این دماغه کشیدی؟
در اون لحظه ناظممون Oo
من رو به ناظم دماغ سوختمون P:
روح تموم باباهای مهربون که دیگه نیستن شاد

خاطرات باحال – جوک کده

قا امروز سر امتحان نشسته بودم بعد گفتم بذار مراقبرو اذیت کنم..چون سرما شدید خوردم ی دستمال دراوردم بعد ی فین کردم توش ازین رنگ زردا (کثیفم خودتونید)بعد بازش کرده بودمو هی ب دستماله نگاه میکردم مراقبه اومد گفت مشکلی پیش اومده گفتم ن خانوم چ مشکلی! گفت میشه منم اون چیزی ک انقد بادقت بهش نگاه میکنی و تو دستترو ببینم منم گفتم اخ خوب نی گفت دستتو باز کن بینم بعد دستمالرو برداشت بازش کرد ..بقیشو نمیگم دیگ خودتون حدس بزنید :)))))
من:-))))))
مراقب:*(
دستماله:-)))

خاطرات باحال – جوک کده

لیدیز اند جنتلمن امروز نزدیکی های ظهر که برف ها همگی کاملاً آب شده بودند یک عدد پراید دیدم زنجیر چرخ داشت این هیچی یعنی میخواستم برم تو افق آخه زنجیر رو روی چرخ عقب بسته بود و من همینطور تعجبناک نگاهش میکردم که یه ی ی هو خیالم راحت شد آخه رانندش زن بود 😐
:)))

خاطرات باحال – جوک کده

دیروز تو اتویوس یه پسر بچه ی خیلی ناز که حدودا 3 ساله بود گریه میکرد و تانکر تانکر اشک میریخت در حدی که درو پنجره اتوبوس به التماس افتاده بود ..به مامانش میگف چرا واسم شکلات نخریدی ؟؟؟چ جیغای رنگیم که نمیزد ….خلاصه کاسه صبر مامانیش لبریز شد و با عصبانیت گفت آمپول میزنما (خودتون دیگه قیافه مامانه رو تو اون لحظه تصور کنید) حالا اینجارو داشته باش بچه پررو پرو شلوارشو کشید پایین بیا بزن… من و اژ آمپول میتلشونی؟؟
من و میگی هنوز تو شوکم م م م خدایی قفل کردم…
اینا عایا بچن یا غول چراغ جادو …..

اشتراک گذاری مطلب

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

تمامی حقوق مطالب برای سایت تفریحی جوک کده | جوک روز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.
fa_IRPersian
en_USEnglish fa_IRPersian