سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرات خفن 93

خاطرات خفن 93 ۲۰ خرداد ۱۳۹۳

خاطرات خفن 93

خاطرات خفن 93

 

خاطرات خفن 93

خاطرات خنده دار دیروز .امروز.فردا.پس فردا…….

::

خاطرات خفن 93

::

چند وقت پبش خانوادم برای مسافرت رفته بودن جایی
من با برادرم موندیم و نرفتیم
عمه جونم پیشه ما بود
یه روز که از مدرسه برگشتم تا اومدم بشینم
عمه: دخترم لیموت رو اوردن!!!!!
جاننننن؟؟؟؟؟!!! لیموی من؟؟
من: عمه من لیمو نخواسته بودم که لیمویه منو اورده باشن.
عمه: نه دخترم اون لیموت که کوچیکه!!
من: لیمویه من کوچیکه؟ مگه من لیمو دارم؟
عمه: ای بابا! لیموت که باهاش در باز میکنن!
من: با لیمویه من درباز میکنن؟خوبی عمه؟
عمه: بذار بیارم ببینی.
بعده 2 ساعت فهمیدم به ریموت میگه لیموت :))))))
😐 افق دیگه ظرفیتش پره رام ندادن . جایی میشناسین خلوت باشه؟

.::

خاطرات خفن 93

::

فروشنده مي گه بايد به اين گل آب معدني بديد
چون با آب معمولي رشد نمي كنه
گفتم من خودم از آب شیر مي خورم
واسه اون آب معدني بگيرم؟
حتما دو ماه بعد بايد پاش شير موز بريزيم 😐

::

خاطرات خفن 93

::

دو تا گودزیلامون(دختر عمه و دختر عموم سه سالشونه)داشتن با هم دعوا میکردن….
یهو دختر عمم وسط دعوا به اون یکی گفت:لباسم قشنگه؟
_آره
_پس واسه چی دعوا کنیم؟؟؟(ینی استدلالش تو حلقم)
تازه جالب اینجاس که دیگه دعوا رو ادامه ندادن!!!!

::

خاطرات خفن 93

::


اولین روز تحصیلی من در سال جدید:
یکی از دخترای خود شیرین کلاس به محض ورود استاد:ااااااااااستااااااا� �د happy new year =)
یه صدا از ته کلاس:بععععععععععععععععععع� �عععlol
استاد:کی بووووووووووووووود؟؟؟؟
دوباره همون صداهه از ته کلاس:مهمه؟! مهمه؟!؟!مهمه؟!؟
استاد:اقایون ردیف اخر همگی بیروووووووووووووون:¤
و دوباره اون صداهه:every body listen and repeat……OUT
همه ی پسرا:OUT!!!!!!!
استاد:همه ی اقایون بیرووووووووون!!!
5 ثانیه بعد:همه ی ما بیرون کلاس………..10 مین بعد: تعطیلی کلاس توسط استاد………
دلیل:یکی از دخترا به استاد گفته بود ای مجری!!!
و این بود اولین روز تحصیلی ما در سال 93!!!! استاد بی جنبه ست ما داریم؟!؟! بعد میگن چرا جوونا میرن معتاد میشن!!!

::

خاطرات خفن 93

::

پی اس:مدیونید اگه فکر کنید اون صداهه از ته کلاس من بودم!!!

::

خاطرات خفن 93

::

دبستان كه بوديم ميرفتيم قورباغه ها رو ميگرفتيم با تيغ شكمشونو از بالا تا پايين باز ميكرديم (نمي مُرد) بعد خوب كه اعضاي داخليشو ديد مي زديم رهاش ميكرديم بره پي زندگيش
::

خاطرات خفن 93

::

اصن ياد مي افته از خودم بدم مياد همچين آدم سنگدلي بودم !!!!
::

خاطرات خفن 93

::

خو كصااااافط شكمشو سفره كردي دل و قُلوشو نگا كردي ديگه اين چه رهاسازي در دل طبيعتي يه، اين ديگه مي خواد زندگي كنه!!!!
::

خاطرات خفن 93

::

با يه سنگي چيزي ميزدي تو سرش راحتش ميكردي عذاب نكشه. ديونم خودتونيد
::

خاطرات خفن 93

::

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
5 دقیقه اول خونواده 😮
5 دقیقه دوم خونواده 😐
1 دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟
من : نه
3 دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟
من : نه
اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست؟
من : نه چطور ؟
یذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟
من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم
بابام : مطمئنی طوری نشده ؟
مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟
مرد پسرت معتاد شده…..
من : :0
بابام : زد تو گوشم.
هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم 😐
الانم فکر کنم مغزم داغونه
داستان داریم ما با بابا مامانمون….والا
::

خاطرات خفن 93

::

امروز صبح از آپارتمانم اومدم بیرون و کفشم می پوشیدم که زن همسایه از اسانسور پیاده شد و زنگ واحدشو زد ، یه بچه 3,4 ساله داره که اومد درو باز کنه که گفت کیه ؟
خانومه هم خیلی با ناز گفت عزیزم منم مامانت !
منم یهو برگشتم گفتم دروغ میگه آقا گرگست ! :خخخخخخ
بچهه هم لج کرده بود درو وا نمیکرد
با هزار ترفند به زور درو باز کرد …
::

خاطرات خفن 93

::

زن همسايمون در زد و گفت كيبرد دخترم خرابه ميخواد مقاله تايپ كنه براي دانشگاهش؛بهش كيبرد و دادم و رفت؛عصر بود با دوستام بيرون بودم برگشتني گفتم برم كيبردو بگيرم؛هندسفري تو گوشم بود و داشتم آهنگ دوست دارم دوست دارم فريدون رو گوش ميكردم و اون قسمتشم بدون ريتم خاصي تكرار ميكردم؛زنگ همسايه رو زدم؛در همين حين آهنگو زمزمه ميكردم “دوست دارم دوست دارم” نشنيدم كه آيفون برداشتن هنسفري تو گوشم بود؛
يهو ديدم در خونه باز شد؛هنسفري و زود برداشتم تا حرفمو بگم؛ دختر همسايه جلو در بود؛يكم نگام كرد سرشو انداخت پايين و گفت :منم خيلي وقته دوست دارم؛…و اين طوري شد كه باهم دوست شديم.
اون هيشوقت اصل قضيه رو نفهميد اما من همينجا از فريدون جان بابت آهنگ بدرد بخورش كمال تشكرو دارم :))))
::

خاطرات خفن 93

::

زنگ زدم به پسر عموم دیدم
مداحی گذاشته اهنگ پیشوازش
بعد که جواب داده بهش گفتم این چه اهنگ پیشوازییه؟
میگه از قرض الحسنه مسجد محله درخواست وام کردم
قرار شده جوابشو تلفنی بدن
میخوام اگه جوابشون منفی بود اخرین تیرمم زده باشم !
::

خاطرات خفن 93

::

اولين باري كه رفتم مدرسه وقتي برگشتم مادرم خواست بدونه نظرم چيه گفت پسرم روز اول مدرسه چطور بود؟ گفتم چي؟ روز اول؟ يعني دوباره هم بايد برم؟
::

خاطرات خفن 93

::

یکی از دوستان میگفت که :
یه روز استادمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود تا به بچه هابده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها، استاد میگه : این کیه اسمشو بالا برگشننوشته؟! خیر سرش 16 هم شده
هیشکی جواب نمیده! 2 دقه بعد میگه دست خطشم شبیه خودمه؟!!! اِ این که کلید سؤالاست که!!!!”
استاد برگه ی کلید سؤالات رو هم تصحیح کرده بود به خودش 16 داده بود!
::

خاطرات خفن 93

::

ای صبا گر بگذری از کوی مهرافشان دوست / دوست ما را گو سلامی ، دل همیشه تنگ اوست

::

خاطرات خفن 93

::

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها