سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

خاطرات جدید خنده دار و خفن

خاطرات جدید خنده دار و خفن ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

خاطرات جدید خنده دار و خفن

خاطرات خنده دار 94

 تاحالا به دم سنجاقکا دقت کردین؟!
دقیقا مث سوزن خیاطیه! ینی تهش سوراخه!
.
.
.
منو داداشم تو بچگی هامون کشفش کردیم! ^_^
و در راستای عملی سازیش(!) دمشو مث سوزن نخ میکشیدیم و گره میزدیم!
سر دیگه نخ رو هم میگرفتیم دستمون و تو کوچمون قدم میزدیم!
این بدبخت هم جلوتر از ما پرواز میکرد!  ^_^

.
.
این سگ پاکوتاهایی هم که تو خیابونا می بینینـــــــــا… اینا ورژن جدید همون سنجاقک های من و داداشمــــن +_+         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 همسایمون ماهیچه قلبش ضعیفه 4روز ccu بستری بود خلاصه امروز مرخص شد آوردنش خونه، ماهم خانوادگی رفتیم عیادت.
مامانم پرسید حالتون چطوره؟ بنده خدا گفت خوبم چیز مهمی نیست. مامان خوشگله ی منم گفت خداروشکر بله چیز مهمی نیست یکی از دوستان منم مثل شما ماهیچه قلبش ضعیف بود اولش دکترا گفتن چیز مهمی نیست ولی 5سال بعدش پیوند قلب انجام داد 2سال بعدهم مرد.
هیچی دیگه گند زد تو روحیه بنده خدا…         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 دیروز باتری ساعتم تموم شده بود، حوصله نداشتم ببرم عوضش کنم، هر یه ساعت دستی تنظیمش میکردم!!!:|         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

بقیه در ادامه ی مطلب

 پارسال تنها تو اتاق اساتید نشسته بودم در واشد و یه گودزیلای دختر 5-6 ساله امد رو به روم نشست
من از ترس دوتا سکته رو زدم ولی امیدوار باشید تمام شهامتمو جمع کردم یه شکلات دادم بهش
من:به به خانوم کوچولو امری داری خوشگل خانوم اینجا؟
اون: اولا سلام دوما خانوم کوچولو خودتی سوما زبون نریز خوشم نمیاد دیگه هم خودتو اینجوری برای دایی جونم شیرین نکن از این لوس بازیا خوشم نمیاد
من:O-o
اون:اینجوری مظلومانه نگاه نکن من دلم نمی سوزه نشنوم دیگه داییم ازت تعریف کنه ها
من:O-O
اون: دایی خودمه فقط باید من ببره بیرون برام بستنی بخره
پا شد رفت( ای کوفت بشه اون شکلات)
من: شکلک پیدا نکردم خودتون قیافه شوکه من رو تجسم کنید
چند دقیقه بعد با یکی از اساتید عمران امد تو یه پشت چشمم نازک کرد و رفتن
حالا امروز خان دایی شون امدن میگن ناراحت نشید من فقط تو خونه از جدیت و شیوه خوب تدریستون گفتم خواهرزادم حساسه روم!!!
خو نمیگی من شکست عشقی می خورم من تو رویاهام حتی خانه سالمندانم باهات رزرو کرده بودمDDDDDDDDDD:         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 صبح کله سحر رفتم دانشگاه، حراست میگه کارت دانشجویی لطفا…!
میگم: آخه جناب مگه مغز خر خوردم دانشجو نباشم از خوابم بزنم بیام اینجا…؟
.
.
.
.
.

اینقد قانع شد که نگو…!         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 یا سلام و ممنون از کسایی که منو یاری کردن
این خاطره مال دوستمه :عاغا من که بچه بودم (9 ساله)یکی از بچه های محلمون مه من گفت بورو از اب جوب بخور اگه بخوری بهت ده هزار تومن میدم میگه منم خر شدم از اب خوردم از همون موقع برام لقب گذاشتن بهم میگن خرمگس.         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 اولـین سالگـرد مراسم بابا بزرگم بود
مامانـم نیشسه بود سر خـاکــ باباش د به گریـه کردن
منم کـه طاقت دیدن ندارم، داشم دیوونه میشدم
رفتـم پیشش گفتـم مامانی بـسه گلـم گریه نکن حالم بد شد
_نمی تونم آخه بابامه
خـبــ منم نگفتم که خاله ته
_کـیان برو از جلو چشام دور شو
بـیا من خودم میشـم بابات باشه؟
_فـک کن ی درصـد تو با این اخلاق گندت بـشی بابای من!
رسـم دنیا همینه مادرم قبول کـن دیگـه
_نـمی دونـم چرا از رسـم دنیا خدا پـسری مثــ تو به من داده!
بـاشـه هرچی دوس داری بگو فخط گریه نکن
_فقـط می تونم بگم حـیفِ من که مامان توام
ینـی با بلـدوزرم نمیتونسی منو از رو زمـین جم کنی :|
باباش مـُرده یکم بی اعصـاب شده:))         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 علامت فاکتوریل تو ریاضی علامت تعجبه(!)،بعد دبیر معادله داده گفته حل کنید اینقدر سخت بوده کسی نتونست حل کنه،آخرش خود دبیر اومد حل کرد.
حالا بعد حل معادله:
-دبیر:دیدین چقد ساده بود!
-بچه ها: آره خانم ما خودمون بلد بودیم جواب ندادیم ریا نشه!
یکی از برو بچ: خانم اگه به صورت سوال توجه کنید می بینید که خود سوال از خودش تعجب کرده(علامت فاکتوریل) بعد اونوقت از ما چه انتظاری دارید؟؟؟!!!!
بچه ها:بیگ لایک
دبیر:0-0

بعد اون تنها چیزی که یادمه اینه که دبیر داشته میرفته سمت دفتر نمره،برای دادن منفی به برو بچ(آخه میدونین کلاس رفته بود هوا!!)
         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

رفته بودیم شهرک سینمایی غزالی، یک فیلم تاریخی داشت ضبط می شد.
وقت استراحت با پسر عمم رفتیم به یکی از این سیاه لشکرا که خیلی چهره خسته ای داشت گیر دادیم:
من: وای سلام شما خودتی، من کارای شمارا دنبال می کنم.
پسر عمه: جان بچت یه امضا بده، خدا خدا ببینش
من: وایسا ببینم خودتی؟ ها خودشه
سیاه لشکر:آقا جانا اشتباه بگرفتن، برو برو
من: اشتباه نه نه من منتظر همچبن لحظه بودم.
پسر عمه: وایسا من برم دوربین بیارم خدا خدایا یعنی….
سیاه لشکر: عجب بی پدرا ول کنین(من دستمو انداخته بودم دور گردنش، پسر عمه دوربین به دست)
پسرعمه: فیلم بعدی تون چیه، با حاتمی کیاس؟
سیاه لشکر: بوق بوق شده ها، اگه بوقتونو به بوقتون ندوختم آدم نیستم
ما: یعنی هنرمند این همه بد دهن
سیاه لشکر:یعنی آدم این همه کرم
          

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 مامان من معلم پایه دوم ابتدایی پسرونه است
میگه سر کلاس یکی از بچه ها مشق نمی نوشت هرکاری میکردم یه روز بهش میگهاگه مشقهات ننویسی درس یاد نمیگیری اون وقت نمیتونی بری کلاس سوم باید دوباره دوم بخونی
یکی دیگه از دانش آموزاش اجازه میگیره میگهواااای نه خانم بذارید بره کلاس سوم اینجوری سال دیگه هم درس نمی خونه شما رو اذیت میکنه بذارید بره یه نفس راحت بکشید
مامانمo_O
وزیر آموزش و پرورش@_@
اون دانش اموز درس نخونه:-)
بچه های کلاس:-D
دهه هشتاد:-P
من از الان استرس دارم اینا بیان دانشگاه چه خاکی بریزم تو سرم         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 دیروز با خواهرم میخواستیم تا مغازه ی سر کوچمون بریم
خواهرم گفت صبرکن کیفم رو بیارم
گفتم بابا کیف میخوای چیکار؟دوقدم راهه دیگه!
خواهرزاده ی گودزیلام برگشته میگه:خاله میدونی چیه؟مامانم عین گربه میمونه،گربه بدون سبیلش تعادل نداره مامان منم بدون کیفش!!!
یعنی رسما مامانش رو کرد گربه!!         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 سر کلاس استاد فیزیک گفت: 100بار گفتم من ی مطلب رو 2بار

تکرار نمیکنم!!

من :))

بچه هااا :))))

استاد :-/         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 عاقا ما آموزشگاهی که میریم واسه کنکور واینا بعد روزهای چهارشنبه که ما کلاس فیزیک داریم یه سری پسرگودزیلای ابتدایی تو آموزشگاهمون کلاس دارن یعنی وقتی میان آموزشگاهمون انگار قوم مغول حمله کردن انقدر شلوغ میکنن تو آموزشگاه:)
حالامن یه سری یه چندتاشونو دیدم گفتم پری الان وقتشه یه حالی ازشون بگیری.حالا مکالمه رو داشته باشین:

من:هی پسر بیا اینجا شمایین که چهارشنبه ها اینقدر شلوغ میکنین؟؟؟؟
پسرشماره 1:بععععععععله مشکلیه؟
من:O-o
پسرشماره 2:داداش بیا بریم با این دخترادهن دهن نشو!!!!!!
من:عزیزم اون دهن به دهنه!نه دهن دهن!!!
پسره شماره 2:اولا من عزیزشما نیستم صاحاب دارم خانومم بفهمه خفت میکنه !
ثانیا ما مثه شما تواین کارا نیستیم!(منظورش دهن دهن بود!؟)
من:O-o
هیچی دیگه یه چیزیم بارمون کرد:(

پسره شماره 2: :))))))
صاحاب پسره:))))
تاثیرات منفیه ماهواره:/
من کنکورموخراب کردم تقصرایناس:(         

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 سلام
دیروز با بابام رفته بودیم بیرون. بابام کلا خیلی دست فرمونش خوبه ولی اصلا رعایت سرعت مجاز و حق تقدم نمیکنه. خلاصه سر یه پیچ خیلی بد پیچید راننده ای که از روبرو میومد زد بغل با عصبانیت پیاده شد 4تا بی اعصاب سیبیل کلفتم همراش بودن پیاده شدن. بابام با اعتماد به نفس تمام پیاده شده میگه هان چیه دستتو گذاشتی رو بوق؟
رفیق راننده اومدیقه بابامو گرفت راننده هم گفت من نه یه خر دیگه مثلا این(رفیقشو با دست نشون داد) پشت فرمون بود میدونی چی میشد؟
هیچی دیگه رفیقش بابامو ول کرد با یارو در گیر شد .
         

 

خاطرات جدید خنده دار و خفن

Khaterate Khande Dar

 پسر خالم (4سالشه). یه روز تو خانواده بحث زندگی و ازدواج و اینا بود منم به پارسا گفتم :
آجی تو بزرگ بشی دوس داری زن بگیری؟
– آره خیلی دوس دارم ^_^
+ دوس دادی چنتا بچه داشته باشی؟
– بچه نمیخواد دوتا زن میخوام ^_^
+ دوتا زن زیاد نیس؟!!! دوتا میخوای چیکار؟
– میخوام بغل کنم هی ماچ کنم ^_^

من همسن این بودم فک میکردم مامان و بابام منو از مغازه خریدن!!!!        

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها