سایت تفریحی جوک کده | جوک روز

جوک خفن 93

دوستیابی

جوک خفن 93 ۱۶ مرداد ۱۳۹۳

جوک خفن 93

جوک خفن 93

جوک خفن 93

عاقا یه بارم شمال بودیم دوستم رفت جلو خیلی شناش خوبه بعد منم همچین باد کرده بودم که دوسته منه
بعد ملت کف کرده بودن
دیدن داره دست و پا میزنه همه ترسیده بودن گفتم نترسین اداهاشه
میخواد ادا در بیاره بگه دارم غرق میشم
عاقا من دیدم این دیگه داره شوره ادارو در میاره رفتم تو ویلا
بعد نیم ساعت
برگشتم دیدم نیست
یه یارو گفت دوستت انقدر ادا در آورد بردنش بیمارستان
(( عاقا خوب ادا بازی کمتر در بیارین آدم دو دل نمونه ))

>>>  جوک خفن 93 <<<

یه بارم دوسته بابام زنگ زده مغازه میگه بابات هست میگم نه
میگه کی میاد گفتم رفته پیشه دوستش ساعت 9 اینا میاد
یدفه برگشته میگه من دوستشم پیشه منه گوشی رو داده بابام
بعد بابام میگه امیر عباس من شب نمیام مغازرو ببند من میام خونه …
خوب پدره من حوصله دوستات سر میره برین منچ بازی کنین چرا منو سره کار میزارین
شک دارم میکنم به زنبیلی که منو توش سره راه گذاشتن

>>>  جوک خفن 93 <<<

امروز دوباره طبق معمول خواهر گل ما دست گل به آب داده بود….
بابای ماهم عصبانی رفته دم در اتاقش صدامیزنه : گامبو!!!!
خواهرم خیلی شیک و رسمی : بله….
هیچی دیگه من که منفجر شدم
اما مدیونی اگه فک کنی حواسش نبود!
کوفت! نخند به آبجیم!! غیرتی میشما

>>>  جوک خفن 93 <<<

یادش بخیر قدیما من بچه بودم(البته الانم بچم اما بچه تر بودم) یه آتاری سگا داشتیم که هر شب صدوبیست هزار نفر نه، اما حدود بیست نفر از اقوام،دوستان و آشنایان و دیگر بستگان میومدن خونمون اصن نوبت به کسی نمیرسید و بعضی وقتا خراب میشد و همه حالمون گرفته میشد
اما الان هر گودزیلایی پلی استیشن1 و 2 و 3 و ایکس باکس و ……….دارن و ناراضیم هستن
تکنولوژی تو حلقم

>>>  جوک خفن 93 <<<

یه بار سیم کارت خریدم با همون به همه شماره های ک تو گوشیم بود اس دادم که”سلام امیرم شماره جدیدمه”خلاصه بعد یه ساعت یکی از دوسام بهم اس داد باز کردم دیدم نوشته”سلام کدوم شماره”……همون لحظه اشک شوق بود که سرازیر میشد از چشام که دیدم یه ادم اسکول تر خودمم هس!!
ولی اخه چرا من؟؟؟چرا من باید گیر یه همچین ادم اسکولی بیفتم؟؟؟!!!

>>>  جوک خفن 93 <<<

یه استاد داشتیم بهمون ساخت مانکن درس میداد
بعد یه جاش بود که باید با طناب محکم میکشیدی دور مانکن تا هیکلش خراب نشه
چون خیلی زور میدادیم دست هممون خونی شده بود
بعد یکی از بچه هامون گفت استاد داره از دستامون خون میاد!
استادمون (در حالیکه خوشم داشت همینکارو میکرد) گفت نه از دست من داره شربت آبلیمو میاد؟!!!
استاده داریم؟؟

>>>  جوک خفن 93 <<<

اعتراف ميکنم …
راهنمايي که بودم به شدت جو گير بودم، همسايگيمون يه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود،
شوهره هم هر روز ميومد و جلو در خونش سر و صدا راه مينداخت، خيلي دلم واسه خانومه ميسوخت.
يه روز که طرف اومده بود عربده کشي، تصميم گرفتم که برم و جلوش در بيام.
رفتم تو کوچه و گفتم آهاي چيکارش داري؟ يارو يه نگاه بهم انداخت و يه پوزخندي زد و به کارش ادمه داد،
منم سه پيچش شدم، وقتي ديد من بيخيالش نميشم گفت اصلا تو چيکارشي؟ منم جوگير، گفتم لعنتي زنمه!!

>>>  جوک خفن 93 <<<

رفتیم خونه یکی از دوستای بابام مهمونی(خونه شون شلوغ بود ینی به غیر از ما مهمونای دیگه ای هم داشتن که همه مردا از جمله پدر گلم کچل که نه کم مو بودند) همه خوش وخرم و شاد بودن تا بچه ی این خانواده(5ساله)یا یه عصبانیت خاصی گفت:
عه خــــــــــــــدایـــــــ ـــــــا چرا هرکی میاد خونه ما کچله؟؟؟ بعد زد زیر گریه….
از اون شب تا حالا بابام دچار بحران روحی روانی شده و پاشو کرده تو یه کفش که بله میخوام برم مو بکارم..
بیچاره پدرم…..

>>>  جوک خفن 93 <<<

يكي از بچه هاي پادگانمون چند روزيه گم شده (رفته مرخصي ديگه برنگشته‏)؛ ما هم براي اينكه زودتر پيدا بشه داديم يكي از اين شركتهاي بزرگ مواد غذايي عكسشو روي جلد بسته بندي هاش چاپ كنه؛ بلكه كسي ببينه و بشناستش…‏
شما هم اگه يه وقت “چي توز‏”‏ خريدين؛ ببينين اين پسره كه عكسش روي جلد چاپ شده رو جايي نديدين…‏!‏‏!‏
خخخخخ‏
اگه پيداش كردين به اين شماره‏‏ زنگ بزنين؛ يه تيتاب جايزه شه…‏
خخخخ

>>>  جوک خفن 93 <<<

مامانم میگه پسرم همینجوری که نشستی پا فیس بوک این تخم مرغارم بزار زیرت جوجه شن…
احساس مسئولیت که نداری حداقل حس پدری رو تجربه کن :))))

>>>  جوک خفن 93 <<<

اصن فکر نکنید فامیل ما پسر دوستن ها اصلا!!!
چند روز پیش جایی مهمون بودیم یه خانومه نشست کنار مامانم گفت: دختر خانومتون کلاس چندمه ؟چه مدرسه ای میره؟ چه رشته ای؟
مامان منم شروع کرد از فضایل من سخن گفتن مامان بزرگم نامردی نکرد برگشت گفت بزار شوهر کنه راستشو از مادرشوهرش بپرس
بعد رو کرده به پسر خالم : الهی تصدقت برم مادر کلاس بدنسازی میره بچم بلند شو یه ژست بگیر نور دیدم
اقا با کلی فیس بلند شده خم شده جلو که ژست بگیره یهو یه چی تو مایه های ترکیدن لاستیک ازش در رفت
لامصب زارت و تق و توق نبود باااااااااااااااااااااااا ااااااااامب بود
من نفس گرفتم که منفجر شم از خنده دیدم نه خبری نیست قیافه همه جدیه . دیدم مادربزرگم اشک تو چشاش جمع شده بلند شده پیشونی پسر خالمو بوس میکنه هی میگه ماشالا شیر مادرت حلالت عین اون خدابیامرز(بابابزرگم)باابهت ه
منم بلند کردن که برو براش اسفند دود کن چشم نخوره معجون درست ضعیف نشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاری هم از دست کسی برنمیاد فقط دعا و لایک

>>>  جوک خفن 93 <<<

امروز سر صف معاون میگفت که کم تر برید رو اون چمنا خراب میشن!!!!
من:آقا ببخشید پـــَ ما چی بخوریم(منظورم همون چمن بود)؟؟؟!!!
خلاصه مدرسمون رفت رو هوا و هنوز برنگشتن………..خعلی نگرانشونم
امیدوارم آروم بیوفتن زمین پول دیه سیصدنفرو ندارم

مامانم میگه: یه دفعه مامانش (مامان بزرگ من) گرفته مامانمو کتک زده!!
مامانمم برای انتقام از مامان جونم هر چه رب گوجه درست کرده بوده رو ریخته تو فاضلاب!!!
بعدم به مامانم گفته: ایرج (پسر همسایشون) اینا رو ریخته تو فاضلاب
مامان جونمم گفته: جونم مرگ شده دیدم امروز پای دیوار خونمون بودها!!!
مامان انتقام جوئه داریم؟؟

>>>  جوک خفن 93 <<<

یکی از دوستام تعریف میکرد یدفه گوشی موبایلش افتاده بود تو ( گلاب به روتون ) طاق دستشویی بعد یه نابغه ای پیشنهاد داد که زنگ بزن ببین دقیقا کجا افتاده؟ بعد این دوسته منم نابغه تر از اون، زنگ زد! گوشیه رو ویبره بوده کلا فنا شد….

>>>  جوک خفن 93 <<<

مکالمه ی من و دوستم:( از طریق اس ام اس)
من: خیلی لوسی ؛ بی تربیت، پرروووووو؛ به سنگ پا قزوین گفتی زکی…دیگه با من حرف نزن…
دوستم: چی؛ بگو شنگولم…
من:گفتم با من حرف نزن
دوستم: نزدم؛ صحبت کردم…
من: یاد حرفای دیشبت افتادم که چقدر دعوام کردی؛ تازه فهمیدم چی گفتی…
دوستم: خب حالا بوست کنم؟ آشتی؟
من: نخیر لازم نکرده؛ بی تربیت…
اون:…..
من:…. در انتظار جواب
خب عزیز من تکلیف منو روشن کن به یه جا این مکالمه رو برسون؛ بالاخره قهر باشم؛ آشتی کنم؟ چرا منو تو این موقعیت قرار میدی آخه؟؟؟؟ مردم مخاطب خاص دارن ما هم داریمممممم…

>>>  جوک خفن 93 <<<

آقا(املا رو داشتی ن جون من داشتی) من سال اول دبستان که بودم یه روز دیر از خاب پاشدم و دیر رفتم مدرسه.آقا رفتم داخل مدرسه دیدم ک هیچکس تو مدرسه نیست منم یه لحظه فک کردم که هنوز هیچکس نیامده مدرسه و از خوشحالی که هیچکس نیامده مدرسه رفتیم اول صف کلاسمون وایسادیم(با کلی ذوق که بلاخره اول صف وایسادم).آقا ی نیم ساعتی همون جا وایسادیم تا اینکه یکی که مثه خودم دیر آمده بود بهم گفت که چرا اینجا وایسادی برو داخل کلاست.آقا چشمتون روز بد نبینه رفتیم داخل کلاس معلممون املا گرفته بود.برای منم یک صفر به اندازه کله ام گذاشته بود.(خب چکار کنم دیگه اولین دفه ام بود که دیر میکردم.)

>>>  جوک خفن 93 <<<

بچه ها این پفک 10 تومنی های قدیمی یادتونه. به به همیشه 5 تا میخریدم میریختم توی ی سینی فوتبالیستها که شروع میشد با یک چنگال شروع به خوردنش میکردم. هزار بار از اکسیژن های امروزی که اسمشو گذاشتن چیتوز خوشمزه تر بود. واااااااااااالا

>>>  جوک خفن 93 <<<

یه مخاطب خاص دارم کلا کرم های انقلابی تو وجودش زیاد هستن،خودش اس میده وقتی جوابشو میدم نیم ساعت بعد جواب میده میگه ببخشید خونه عمم هستم بعدا اس “بده”؟!

>>>  جوک خفن 93 <<<

یه مخاطب خاص دارم کلا کرم های انقلابی تو وجودش زیاد هستن،خودش اس میده وقتی جوابشو میدم نیم ساعت بعد جواب میده میگه ببخشید خونه عمم هستم بعدا اس “بده”؟!

>>>  جوک خفن 93 <<<

یعنی من هم گودزیلا تکامل یافته بودم عایا؟
تعریف میکردن وقتی کوچول بودم خعلی شیطون بودم . یه روز که همه فامیل جمع بودن منو چندتا بچه های فامیل رفتیم بازی. مثه این که اینقد اون بچه ها رو اذیت کردم که منو تو یه دیگ قایم کردن !! کل فامیل دنبالم گشتن ( دلتون بسوزه بهم توجه کردن !) ! بچه ها هم که نامردی نکردن نگفتن من کجام!! یادش بخیر اون موقع ها پسته ارزون بود! لایک=چه ربطی به پسته داره؟؟

>>>  جوک خفن 93 <<<

بیوگرافی نویسنده

برای دنیا لبخند شما، و برای شما لبخند خدا رو آرزو میکنم. از اینکه به جوک کده سر زدید ممنونم ؛ شاد باشید.

مشاهده تمامی 1043 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

برچسب ها